سديد الدين محمد عوفى

94

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

ديمقرودس گفت : معاذ اللّه من بر « 1 » پسر چگونه گريه كنم « 2 » و « 3 » به « 4 » بصيرت ناقد و « 5 » راى ثاقب دانسته بودم « 6 » كه در « 7 » بهار حيات « 8 » هيچ گل نشكفد كه خريف اجل « 9 » آن را پژمرده نكند و بر كارگاه حدوث هيچ كسوت وجود « 10 » نبافتند « 11 » كه فرسودهء دست فنا نگردد و لكن « 12 » اشارت عقل و تنبّه حكمت ما را معلوم گردانيده است كه « 13 » هر مخلوقى را اجلى « 14 » مقدّرست كه چون نازل گردد ارتحال « 15 » به دار آخرت يك لحظه « 16 » اهمال و تأخير احتمال نكند چنان كه حق تعالى « 17 » مىفرمايد : لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ . و در آن حالت كه فرزند من كشته شد اگر كشتن نبودى هراينه « 18 » به سببى ديگر هلاك شدى . اكنون گريستن من بر « 19 » آن مسكين است « 20 » تا نام وى به‌سبب خون‌ريزى « 21 » در جريدهء مجرمان و بزه‌كاران « 22 » ثابت مىشود « 23 » . و تا نفس به كمال حكمت مؤيّد نباشد او را اين « 24 » قوّت « 25 » نتواند بود كه شفقت او مر كشندهء پسر خود را شامل باشد .

--> ( 1 ) متن - بر ، مپ 2 : به ( 2 ) مج : گريد + انكس . ( 3 ) مج : نه ( 4 ) مج : بر ( 5 ) مپ 2 - بصيرت ناقدو ( 6 ) مج : بود ( 7 ) متن و مپ 2 - در ( 8 ) مج - حيات ( 9 ) مج - اجل ( 10 ) مج - وجود ( 11 ) متن و مپ 2 و مج : نيافتند ( 12 ) مج - لكن ( 13 ) مج - كه ( 14 ) مج : اجل ( 15 ) مج + او ( 16 ) مج : لحظه‌اى ( 17 ) مج : عزاسمه ( 18 ) مپ 2 - هراينه ( 19 ) - مپ 2 - بسبب ( 20 ) مج : گريستن من بر فرزند خويش نيست بر كشنده فرزند من است كه واسطه هلاك فرزند من آن مسكين شده است ( 21 ) مپ 2 : ريختن ( 22 ) مپ 2 - و بزه‌كاران ( 23 ) مج : شد ( 24 ) متن : آن ( 25 ) مپ 2 : تحمل